|
|
گلنار و آيينه، اولين رمان رهنورد زرياب گلنار و آيينه اولين رمان اعظم رهنورد زرياب يکی از مطرح ترين نويسندگان داستان کوتاه افغانستان است که اخيرا از سوی مرکز انتشارات آرش در شهر پيشاوردر 154 صفحه چاپ شده است.
گلنار و آيينه داستان عشق پر شور دو دلداده- ربابه رقاصه ای از کوچه خرابات شهر کابل و پسر دانشجويی از طبقه متوسط اين شهر است.
گلنار و آيينه داستان نسلی يا گروه هايی است که خرافات و حوادث خونين سياسی آنها را تباه کرده است و شايد به همين دليل است که در جاهايی، داستان روال نوستالژيک می گيرد.
شيرين به ربابه می گويد: "ربابه، همه چيزهای خوب دنيای ما از بين رفته است"، و يا زمانی که ربابه می گويد: "طبله نوازان بسياری را ديدم. همه استادان بزرگ بودند - اما آن پندت نيمداس ديگر وجود ندارد."
گاهی شخصيت ها زندگی را پوچ و بيهوده احساس می کنند و راوی که از تنهايی خشمگين است احساس می کند که زندگی جز يک غصه بزرگ و تمام ناشدنی چيز ديگری نيست.
گلنار و آيينه با دردها و حسرت های آن، با پاکيزگی و صفا و صميميت شخصيت های اصلی آن و با خرافات و جهل و تاريکی ای که زندگی آنها را تباه کرده است، با واژه پايان در آخر کتاب به پايان نمی رسد. خواننده مدتی با شخصيت های رمان و تراژدی آنها زندگی می کند.
|
|
|